Friday, June 29, 2007
اگه بودی شاید می گفتی بیا سرتو بذار این جا و با اشاره ی دستات پاهاتو نشون می دادی. منم سرمو می ذاشتم رو پات. اون وقت خیلی چیزا رو می شد فراموش کرد؛ تخمی بودن این دقایق رو، کیری بودن اوضاع رو، حتی گه بودن خودمو.