Thursday, June 28, 2007
بعد از این همه مدت، بعضی وقتا حس می کنم نمی شناسمت. درست مث امشب. این جور مواقع خنگ می شم و نمی فهمم دیگه چی دارم می گم. تو هم می خندی بهم. با تمام نفهمی تو همچین موقعیتی فقط حس می کنم خنده هات مث همیشه نیست. بدیش اینه که نمی دونم این خوبه یا بد؟