- تو که باز داری سنتی گوش می کنی.
+ تو وقتی می بینی به ارزوهات نمی رسی چی کار می کنی؟
- هر کاری بکنم، مث تو نمی شینم شجریان گوش کنم.
+ ادما وقتی به این نتیجه می رسن که نمی تونن به ارزوهاشون برسن، بچه درست می کنن. جالبه که تصمیمی هم گرفته نمی شه، مثل برنامه ای که به دستور شرطی می رسه. برنامه به اونجا که رسید چک می کنه که شرطش درسته یا نه. اگه درست بود یه کاری انجام میده اگه هم غلط بود یه کار دیگه. دستور شرطی تصمیمی نمی گیره، اون فقط یه شرط رو چک می کنه، همین. مث ادما، اونا چک می کنن که می تونن به فلان خواسته شون برسن یا نه، قرار نیست تصمیمی بگیرن.
- یواش یواش دارم سر در میارم از مزخرفاتت. یعنی اینجا همون ته خطه که می گفتی.
+ شاید.
- ولی تو نمی خوای مثل دستور شرطی عمل کنی. برنامه ات وقتی به دستور شرطی رسید در هر حالتی پیغام اِرور می ده. چه شرط برقرار باشه چه نباشه.
+ اره.
- می تونی تحمل کنی؟
+ نمی دونم، شاید.
- ...
+ مهم نیست. وقتی برای کسی اهمیت نداشته باشه که خروجی برنامه ی تو چیه، اِرور دادن تفاوتی ایجاد نمی کنه. پس وقتش رسیده.
- همین؟ یعنی هیچی نمی خوای بگی؟
+ نه. همین کافیه.