{ About Us }  
 

Saturday, March 17, 2007


تخمی بودن امشب از بادهای دریده ای که از سر شب شروع به وزیدن کرده بودند مشخص بود. سایه ای در اولین کوچه ی بن بست خزید و خود را از دیدگان پسرک پنهان کرد. توقف در اولین چهار راه. مرور تمام تصاویر از ابتدا تا ایستگاه. چیز دندان گیری وجود نداشت. پسرک راه اش را ادامه داد، از کوچه گذشت و به پایان خیابان رسید. پایان خط نه چراغی بود نه سایه ای وام دار نور چراغ که بتواند فکر پسرک را مشغول کند.
پ.ن: اگر از ابتدا نور چراغی نبود عکس های یادگاری هم نبودند که سوزانده شوند و در کوچه ی بن بست دفن.

  Ho-Z | 2:46 PM |