
ظهر رئیس پخش شد و اومدم خونه نشستم یه بار دیگه دیدمش. یه حس خوب عجیب غریبی دارم.
هنوز یادم بود، می گفت: رضا، فقط اگه مرگه، کنار تو باشه. اگه در به دریه، کنار تو باشه. هرچی که باشه، فقط کنار تو باشه.
Reza Yazdani - Boss
{ wma | 2.14MB }
درهای تکنلرژی ماوراء ِ بنفش فتوشاپ سی اس فور بر ما گشوده گشت و در این لحظه های عصرگاهی بسی خشنودی از خود خارج نمودیم!
بخند و از خنده بگو، از غم بازنده بگو...
درک کردن قرار نیست یه جاده ی دو طرفه باشه و همه همینن، همه همینن، همه همینن، ... همه همینن.
همه چی همونیه که علی میگفت، فقط دو ساله که روز به روز داره پررنگ تر میشه واسم.
{
برای آنکه به دیگران خودم را بنمایانم
و دیگر نمایش برایم جز تکرار گفته ها چیزی ندارد
و دیگر نمایش جز درد فریاد زدن گنگ عشقبازی ها چیزی برایم ندارد
دیگر برایم روشن شده که راهم چیست و کجا می انجامد
دیگر احتیاجی به مطالعه بازخورد حرفها و نگاهها و کف زدن ها ندارم
قایق نجاتم ، در آغوشم پهلو گرفته و فانوس به دست من را به اقیانوس میخواند
سفر درازی در پیش است و گردنه های راهم جایی در ذهن شما ندارند
سفر من .. مانند تمام سفرهای شما.. یک مسافر دارد
همراهانم سفر.. از من سفرنامه نمیخواهند... همراهی و قلب و جنگ و استقامت و مقاومت میخواهند
همراهانم .. سفر میخواهند.. نه سفرنامه...
}
خجالت کشیدن و تعارف کردناشو دوس دارم، منو یاد خودم میندازه.
میگم: خیلی عوض شدم.
میگه: می دونم، ولی واسه خودت که نه.
فرانکلی از خیلی چیزا خبر داره و اونه که فقط خبر داره و نه هیچ کس دیگه.
هوممم، بازم دانهیل قرمز. مث اینا که میگن دوباره متولد شدن.
یه سری چیزا نوبت ور نمی داره و تو همین مسایل من به شدت شکننده ام.
از اول ترم شروع کردم درس خوندن، خیلی عجیب شدم این روزا.
اخه عمه قحبه وقتی سفارش کار می دی و قرار میشه که بیای تحویل بگیریش، سر وقت بیا، نه این که هروقت عشقت کشید خایه هاتو دستت بگیری و کون گشادتو تکون بدی و با روی خندون پاشی بیای.
سرفه هایی که یکی پس از دیگری خورده میشن و جلوشون گرفته میشه.
کار حمید متبسم رو خیلی دوست دارم، ادم مدرنیه، مدرن خوب و فهمیده.
یکی از جذاب ترین تجربه های بصری، رقص موهای یه دختر توی باده. جذاب تر از این هم وقتیه که انگاری یه نیروی الکتریسیته ی ماورایی چن تار از مو هاش رو به خودش جذب کرده و برده باشه بالا و حالت وز شده به اون چن تا تار مو داده باشه.
Tom Waits - God's Away On Business
{ wma | 1.50MB }
There's a leak, there's a leak in the boiler room
The poor, the lame, the blind
Who are the ones that we kept in charge?
Killers, thieves, and lawyers!
God's Away, God's Away
God's away on Business
BusinessGod's Away, God's Away
God's away on Business
Business
و اما آن گاه، آه! ای فرانکلی!
وقتی خبری از کسی نیست، یک احتمال بیشتر وجود نداره و اونم اینه که اگه اون کسی دختر باشه، بدون شک دوست پسر جدید پیدا کرده و اگه اون کسی پسر باشه، دوست دختر جدید پیدا کرده. برعکس این قضیه هم دقیقن مث خود قضیه اثبات شده اس. حالا اینی که مثلن از فلانی خبری هم باشه اصن اهمیتی نداره ها، خر فرض شدن ادم واسه طرف مقابل خنده داره.
"سرفه های خشک سیگار" ترکیب بامزه ایه و دوسش دارم ولی خود سرفه های خشک سیگار رو دوس ندارم اصلن.
ببین الز، بیا و دختر خوبی باش و اون فندک زیپوی بنفش خوشگلت رو یه چن روزی با فندک زیپوی استیل من عوض کن، باشه؟
تو برگه ی امتحان نقد عکس اون قسمتی که قرار بود نظر شخصی رو بنویسم، نوشتم: کاشکی همه چیز به زیبایی دنیای تبلیغات بود. از این جمله ی شت ِ لعنتی ِ حال به هم زن متنفرم، نمی دونم اون موقع به چی فکر می کردم که یه همچین چیز شعری رو پای برگه نوشتم.
May 2006 June 2006 July 2006 August 2006 September 2006 October 2006 November 2006 December 2006 January 2007 February 2007 March 2007 April 2007 June 2007 July 2007 August 2007 October 2007 November 2007 December 2007 January 2008 February 2008 March 2008 April 2008 May 2008 June 2008 July 2008 August 2008 September 2008 October 2008 November 2008 December 2008 January 2009 February 2009 March 2009 April 2009 May 2009 June 2009 July 2009 August 2009 September 2009 October 2009 November 2009 December 2009 January 2010 February 2010 March 2010
Subscribe to Posts [Atom]