ریدم. بدجور هم ریدم. Trampled Rose رو گذاشتم و مث بچه ها نشستم گریه کردم.



Tom Waits - Trampled Rose


{ wma | 3.24 MB }


 

Brushing up my mementoes.


 

Everything is cool


Everything is good


Everything is in it right place


But it just sucks


Really sucks


Hmmm


Fuck…



 

دلم تنگ شده واسه امتحانای نداده ام، واسه تنهاییام که توی راه انقلاب تا تئاتر شهر با در و دیوار کثافت زده ی شهر تقسیم می شدن. واسه گم شدن تو یه پارک روی یه نیمکت، شایدم واسه گم شدن توی یه پارک یه جایی خیلی دور توی بچگی. واسه قایم کردن چشمام، چشمای سرخ ام. واسه بغض هایی که هر کدومشون رو یه نیمکت خفه شده، چال شده. واسه دوستام که همیشه باهام بودن، واسه موزیکام که تنها دوستام اونا بودن. واسه داشته هام. واسه چیزایی که هیچ وقت نداشتم.


هر کسی تو زندگی یه چیزایی داره که خیلیاش با چیزایی که بقیه دارن مشترکه. یه سری چیزا هم هست که فقط یه سری اونا رو دارن و قرار هم نیست همه تو زندگیشون چیزایی داشته باشن که با بقیه یکی باشه، همون جور که قرار نیست همه تخم داشته باشن. یه سری چیزا تخم می خواد، که من ندارم. تقصیر منه، من که هنوز می خوام با واقعیت بجنگم. شدم یه پسرک ترسو که دیگه حتی اسمون ریسمون هم نمی بافه که کارهاشو توجیه کرده باشه. من می ترسم. از خودم، از اینی که هستم، از فردایی که نمی دونم قراره چی بشم. من نمی تونم با واقعیت کنار بیام، من می خوام خودم باشم و راهی که خودم می سازم رو برم. ولی نتونستم. نتونستم چون این جور کارا تخم می خواد، تخم می خواد که من ندارم.



Tom Waits - Alice


{ wma | 3.21 MB }


 

جایزه گرمی بزگ ترین و مطرح ترین و معتبرترین جایزه ی موسیقی در دنیاس و بی تردید به جفنگ ترین صداها که روشون اسم موسیقی گذاشتن جایزه می دن. البته 1% استثنا هم توی لیستشون هست که فقط حکم ویترین داره. متاسفانه موسیقی فاخر ایرانی در دنیا مهجور افتاده و به جهانیان عرضه نشده، وگرنه البوم «دور هم بودن» استاد عباس قادری امسال جزو نامزد های دریافت جایزه در بخش فولک بود.


 

جدیدن از دخترایی که کچل کردن و گوششون گوشواره اس خیلی خوشم میاد. البته این قضیه هیچ ربطی به این که تو بخوای دست به موهات بزنی و حتی فکر کوتاه کردنش بیاد تو سرت رو نداره. اوکی؟


 

1 - قراره با این پسره ی دیوونه چند روزی به ریه هامون حال بدیم. چیزی در حدود دو هفته و دمت گرم و فدات بشم که از این کارا می کنی.


2 - من، حسین، پرستویی به دنبال اشیانه.


3 - من از وقتی سیگار رو گذاشتم کنار واقعن راحت نفس می کشم. احساس شادابی می کنم. تندرستی. سلامت و اینا.


4 - به به! دنیا چقد قشنگه و من ِ گمراه، کور بودم در برابر این همه زیبایی. من پرنده ای بودم در قفس با اراده ای مسخ شده اما فکر رهایی مرا یک دم وا ننهاد.


5 - من از نصیحت خوشم نمیاد و لی نصیحت من به جوونامون اینه که هر وقت دوست داشتن سیگار رو بذارن کنار و به جاش پسته بخورن.


6 - ورزش کنید تا جسمی نیرومند و روحی شاداب داشته باشید. به جان شما.


7 - به پدر و مادر خود نیکی کنید. به جان خودم.


8 - هفته ی هوای پاک


9 – اسموکینگ سیگار کازز منی دیسیزز.


 

یکیو می خوام که حس موزیکش با من یکی باشه. بشینیم با هم تو اتاق من، پنجره رو باز کنیم، سرد سرد، سیگار بکشیم، موزیک گوش کنیم. باهاش بیرون برم، جفتمون هدفون بکنیم تو گوشامون یه موزیک گوش کنیم و راه بریم و تو سرمای زمستون بستنی بخوریم و وقتی اهنگ به اوج خودش رسید یه نگاهی به هم بکنیم و بخندیم.


 



James Blunt - Same Mistake


{ wma | 3.46 MB }


{ Click for the lyric }


 

صفحه اول خبر های بی بی سی امشب به همم ریخت.


 

جنس مونث بهترین اتفاق زندگی بشره که هیچ وقت دیگه تکرار نشد.


 

فیبی؛ قاطی کردم. توجیه نمی کنم چرند گفتنامو. فقط یه کوچولو درکم کن. باشه فیبی؟


 

Shame on me for sharing my emotions with my friends, all my friends, specially my best friends.


 

و داستان این گونه پیش رفت که کارناوال ها در سرما به خوابی شیرین فرو رفتند.


 

مث سگ خوابم میاد ولی الکی زور می زنم بیدار بمونم. فکر کن تو روز روشن درس نمی خونم، نصف شبیه جزوه دستم گرفتم. مریضم. مریض شب زنده داری.


 


پ.ن1: جدن سگا چه جوری خوابشون میاد که من مث اونا خوابم میاد؟


پ.ن2: اخر سر نفهمیدم فلسفه ی این واو توی لغت خواب چیه.


 


 


 


سردار: ایا سزاست که بندگان از فرمان پادشاهان روی برتابند؟


زن: نمی فهمم. اگر او را می کشت، مردمی کش بود. و اگر نمی کشت، سرپیچی کرده بود. پس چه باید می کرد؟


اسیابان: هیچ ای زن. گناه با ما زائیده شده. و ان جفت هم زاد من که به جانم از همه نزدیک تر است، نامش بی نوایی است.



 


مرگ یزدگرد


بهرام بیضایی


 

در نتیجه ی اوضاع بد مالی و نو مانی، نو اسموکینگ (no money, no smoking) و اینا:


وبلاگ و وب سایت شما را به نازل ترین قیمت پیشنهادی طراحی می نماییم. پیشنهاد قیمت هم از شما. کف قیمت: 1100 تومان.


پ.ن: یه ادامس بخر.


 

خیلی وحشتناکه وقتی بعدالظهر می خوابی و بعد چند ساعت که بیدار شدی می ببینی همه جا تاریکه. هیشکی خونه نیست. گم می کنی خودتو. گیج میشی. انگار که انداخته باشنت تو یه سیاه چال. تمام داشته هات رو جمع می کنی و زور می زنی که بفهمی کی هستی. چند بار تو مغزت تکرار می کنی که «من کیم؟» بچه مامان بابام. خوب قبول. حالا مامان کیه؟ بابا کیه؟ هیچی دستگیرت نمی شه جز یه سری رابطه ها که خود همون روابط هم هیچ تعریفی واسشون وجود نداره.


چراغ روشن می کنی. صدای موزیک رو زیاد می کنی. تقلای بیخود. گفتم که؛ راه فراری نیست. همه ی ادمای خونه هم که توش باشن و خونه روشن باشه و گرم، بازم تنهایی. فقط ظاهرش عوض میشه، وگرنه خود قضیه به قوت خودش باقیه.


این دنیا دنیای تنهاییه. وقتی می خوری زمین و بدنت زخم میشه، بقیه وایسادن نیگات می کنن و حتی محکوم هم میشی که نباید می خوردی زمین. اره تخمیه، ولی همینیه که هست، و این جزو قوانین تعریف شده ی این دنیاس. تو تنهایی و قراره تنهاییت رو با خودت تقسیم کنی. با سوزی که از پنجره میاد. با گریه های وقت و بی وقت. با خاک سیگار و فیلترهای توی زیر سیگاری. با نمایش نامه هایی که دور و بر خودت قطارشون کردی. با موزیکایی که همش ریپیت میشن. با ... اصلن کی گفته که تو تنهایی؟ تنهایی یعنی چی؟ تو تنها نیستی. اره، تو تنها نیستی.تنهایی خود توئه. فقط هنوز اونقدر بیچاره نشدی که وقتی از همه چی درموندی گداییه یه قدرت ماورایی رو بکنی که هیچ اعتباری بهش نیست.


 

کاش می شد. کاشکی... همه چی از همین «کاش» لعنتی شروع می شه. کاش تو باشی. این جا، کنار من. کاش... تف به این «کاش» بی پدر و مادر. کاش من باشم و تو. کاش باشی و هوا سرد باشه. هوا سرد باشه و من احساس سرما نکنم. کاش... یه کاش می گی و بعد زور می زنی که فرار کنی. دم پنجره ی اتاقت. توی سیگارایی که دود می کنی. اون ور رو تخت. زیر پتو، توی تاریکی مطلق. نهایت یه کنج می شینی زانوهاتو بغل می کنی. از داخل یه چیزی شروع می کنه به خراب شدن. منفجر شدن. شروع می کنی به دویدن. تند ِتند. تند تر. نمی تونی، نمی شه. دور و برت تا چشم کار می کنه دیواره. دیوارای سفید و بلند. فرار بی فایده اس. ایست می کنی. یه کاش دیگه می گی که شاید کمکی بهت بکنه. به خیالت که می تونی با خیالاتت خودتو نجات بدی. کاش بودی. کاش بودی و راه فراری هم نبود. کاش بودی و هوا سرد بود. کاش...


پ.ن: چقد این پست رو دوست داشتم.



Axiom of Choice - Raindrop


{ wma | 4.35 MB }


 



باکس های دانهیل قرمز را در پستوها از دید رس مردمان در امان بدارید که سرمایی بس طاقت فرسا و سخت دنیا را فرا خواهد گرفت و از خانه ها به برون نتوانست شد و یقین بی سیگار خواهید ماند.


 

عزیز من، جان من، وقتی بلیط تئاتر اضافی میاری هر کسی رو هم قطار خودت نکن. صندلی خالی خیلی بهتر از اینه که یکی پایان گل و بلبل «افرا» رو به طرز کاملن بی ربطی به صحبت های برشت پیوند بزنه.


 

الت تناسلی زنانه ی ننه ی مخابرات رو به طرز فجیعی سه نقطه.


 

راه شناخت یه مهندس کامپیوتر ایرانی اینه که ادرس ایمیل ازش بخوای. اون هم به طرز خیلی سرافرازانه ای با افتخار، که انگار همین الان شاخ رستم رو شکونده باشه در جواب یه اسمی رو واست اسپل می کنه، بعد با یه لهجه ی افغانی – انگلیسی می گه : underline و بعد هم داستان اسپل و اینا رو ادامه می ده.


اموزش عالی فخیمه ی مملکت به جای گذاشتن واحد های بی کاربردی مثل برنامه نویسی و ریزپردازنده و طراحی VLSI و اینا، سه واحد پیشنیاز بذاره که به این دانشمندان جوان یاد بده به جای underline بگن underscore. در پایان هر ترم هم اگر این عالمین دهر نتونستند از پس این کار بر بیان، ازشون خواهش کتبی به عمل بیاد که حداقل بگن خط فاصله ی پایین. یک چیزی در حد به خدا خیلی بهتره و جون مادرت و اینا.


 

گیج و گنگ ام. هیچی نمی فهمم. حالم خیلی بده، این تنها چیزیه که حالیم میشه.



بابک بیات – کشتی آنجلیکا

{ wma | 3.70 MB }


 

Smokin’ cigarettes screws sister of health.


 

ملت حرف ندارن بزنن، مث چی دهنشونو وا می کنن که خوب درست چی شد؟ تموم کردی دیگه؟ نمی فهمم واقعن چه تاثیری به حالشون داره که بفهمن مثلن من درسم تموم شده یا نه. اگه می دونستم به درس خوندن من این همه علاقه دارن، درسمو زودتر تموم می کردم که این جماعت مشتاق از فرط خر کیفی بترکن.


 

سردمه. خیلی سردمه.


 

صورتمو می چسبونم به شیشه ی سرد پنجره. بخار می گیره.


شاید یه سری چیزا یادم بره.


یادم می ره.


یعنی شاید که بره.


شاید هم نرفت.


نمی ره.


رفتن و نرفتنش چیزیو عوض نمی کنه. فقط ادمو به گا میده.


 


 



Captain Beefheart - This Is The Day { wma | 3.38 MB }


{ Click for the lyric }


 

راست می گفت؛ من می تونستم باهاش بیرون نرم ولی رفتم. حس می کردم اون موقع به من نیاز داره. همون جور که من بهش نیاز داشتم. نیاز به یه دوست خوب. یکی که حس کنی شعورش بیشتر از بقیه میرسه و می تونه درکت کنه. حق داشت. من می تونستم نرم. همون جور که اون تونست و نیومد.


زیاد پیچیده نیست. مشکل منم که واسه هر رابطه ی چسکی ای مایه می ذارم. مشکل منم.


چس ناله ی خاله زنکی نمی کنم. دوستش داشتم. الان هم فقط یه خاطره اس. یه خاطره که سعی می کنی خوب نگهش داری. یه خاطره که بعدالظهرهای جمعه از تو صندوقچه ات درش بیاری و یه نگاهی بهش بکنی و باز بذاریش سر جاش، همین. نه بیشتر، نه کمتر.


خدانگهدار خوب من


Archives

May 2006   June 2006   July 2006   August 2006   September 2006   October 2006   November 2006   December 2006   January 2007   February 2007   March 2007   April 2007   June 2007   July 2007   August 2007   October 2007   November 2007   December 2007   January 2008   February 2008   March 2008   April 2008   May 2008   June 2008   July 2008   August 2008   September 2008   October 2008   November 2008   December 2008   January 2009   February 2009   March 2009   April 2009   May 2009   June 2009   July 2009   August 2009   September 2009   October 2009   November 2009   December 2009   January 2010   February 2010   March 2010  

Subscribe to Posts [Atom]