[ Back to Emotional Winter's homepage ]

Childish | brainchild of hozein

Sunday, September 14th, 2008 @ { 6:16 pm }

اره دیگه، هرجور نیگاش می کنم بازم همینه. هر روز به امید سیگار از خواب پا میشم و دیگه فکرمو مشغول چیزی نمی کنم. این جا اسمش خونه نیست، خونواده هم اسمشو نمیشه گذاشت. اتفاقا قبلن رخ دادن و دیگه قرار نیست چیزی عوض بشه. سیاه نمایی نمی کنم، من هیچ مشکلی با وضع موجود ندارم. با همه چی کنار اومدم و سرم تو کار خودمه و سیگار خودمو می کشم. مشکلی ندارم، فقط لذتی هم در کار نیست. همین. پس اگه یه روز دیدی که دیگه سیگار نمی کشم، بدون دیگه امیدی واسم نمونده که به خاطرش از خواب بیدار شم. بامزه اس، مگه نه؟ مگه نه اینه که تکرار هر چیز مسخره ای بامزه میشه؟ پس بخند بهش. به وضع ام. به خودم. بخند.