ادما خیلی زودتر از اونی که فکرشو می کنی تکراری میشن. حالا این قضیه تکراری شدنه زیاد بامزه نیس نمیشه بهش خندید، فکر کن بعد یه مدت میگه که از اشتوکهازن خوشش نمیاد و نمی تونه باهاش ارتباط برقرار کنه، قیافه اش جوری بود که فقط کم مونده بود فحش بده! حالا فک کن من با ذوق و شوق چن ماه قبل واسش یه سی دی زاپا زده بودم، کلی هم گشته بودم اونایی که خودم خیلی دوست داشتم رو انتخاب کرده بودم و یکی از البوم ها هم کارای کلاسیک زاپا بود که تاثیر اشتوکهازن توشون قشنگ حس میشه! یادم نیست از اشتوکهازن هم چیزی زدم واسش یا نه، اگه زده بودم بیشتر میشد خندید!
Wednesday, August 13th, 2008 @ { 9:23 pm }