- آزاد میشی امروز.
+ آزاد؟ سرود بی سرود!
- چقدر سخت می گیری تو.
+ من زیر بار حرف زور نمی رم.
- زور چیه؟ آقای مدیر داره یه معامله ای می کنه باهاش. سرگروهبان از خیر سرود شاهنشاهی می گذره، به شرطی که تو هم یه سرود دیگه اجرا کنی. زرنگ باش یه خورده. چند وقته داری زحمت می کشی؟ فرصت از این بهتر؟ تا حالا چند وقته داری کار می کنی روش؟ حالا اجراش کن دیگه.
+ آزادی یعنی این؟
- د ِ، عجب آدمی هستی تو! تا حالا می ترسیدی جلوش رو بگیرن، حالا که خودشون می خوان، تو داری جا می زنی.
+ تمشیت یعنی چی؟
- تمشیت؟
+ مگه همه ی فرهنگ های لغت رو از حفظ نیستی تو؟
- تمشیت… گمونم توی فرهنگ «نفیسی» نوشته تمشیت یعنی راه بردن، راندن، به راه انداختن، روان کردن.
+ کلمه های تو، معنی لغت های تو مثل فرهنگ هات همه مال عهد بوقه! امروز توی سرتاسر این مملکت از فارس و ترک و کرد و لر و ارمنی، حتی تو این ده کوره، این جا، توی این قفس، تمشیت یعنی اون ( به صندلی کنار دیوار اشاره می کند).
- ها؟! صندلی؟!
+ بله آقا، تمشیت یعنی شکنجه، اونا این جا بنده رو تمشیت کردن، شما رفقای عزیز اون جا یه جور دیگه. بفرما، بنده آماده ام، هر جور میل مبارکه بنده رو تمشیت بفرما. چرا معطلی؟ بفرما.
ای ایران
ناصر تقوایی
پ.ن 1: بعد از مسعود کیمیایی عاشق این جناب ناصر تقوایی ام.
پ.ن 2: ای ایران تقوایی با موزیک متن ناصر خان چشم آذر بی نظیره.