با اعصاب داغون و حال گه ام رفته بودم تئاتر شهر عکاسی که پوستر «پاره سنگ در جیب هایش» رو دیدم. برای یه لحظه یه سری تصاویر واسه هفت - هشت ماه پیش که لحظه های خوشی واسم درست کرده بودن از جلو چشمم گذشت. یکی از کارای خوبی بود که دیدم، متن خوب با بازی خیلی خوب مهدی اعتماد سعید که با بودن داوود علوی به تکامل می رسید. بازی هر کدومشون اونقد خوب بود که حکم نردبون رو داشتن واسه بازی هم دیگه و برا بالا بردن سطح کار. سهیل اعرابی هم که فقط میشه بهش گفت: مرسی، مرسی سهیل.
