[ Back to Emotional Winter's homepage ]

Childish | brainchild of hozein

Archive for January, 2008

Tuesday, January 29th, 2008

ریدم. بدجور هم ریدم. Trampled Rose رو گذاشتم و مث بچه ها نشستم گریه کردم.

Tom Waits - Trampled Rose

{ wma | 3.24 MB }

{ Go To This Post }


Sunday, January 27th, 2008

Brushing up my mementoes.

{ Go To This Post }


Sunday, January 27th, 2008

Everything is cool

Everything is good

Everything is in it right place

But it just sucks

Really sucks

Hmmm

Fuck…

{ Go To This Post }


Friday, January 25th, 2008

دلم تنگ شده واسه امتحانای نداده ام، واسه تنهاییام که توی راه انقلاب تا تئاتر شهر با در و دیوار کثافت زده ی شهر تقسیم می شدن. واسه گم شدن تو یه پارک روی یه نیمکت، شایدم واسه گم شدن توی یه پارک یه جایی خیلی دور توی بچگی. واسه قایم کردن چشمام، چشمای سرخ ام. واسه بغض هایی که هر کدومشون رو یه نیمکت خفه شده، چال شده. واسه دوستام که همیشه باهام بودن، واسه موزیکام که تنها دوستام اونا بودن. واسه داشته هام. واسه چیزایی که هیچ وقت نداشتم.

هر کسی تو زندگی یه چیزایی داره که خیلیاش با چیزایی که بقیه دارن مشترکه. یه سری چیزا هم هست که فقط یه سری اونا رو دارن و قرار هم نیست همه تو زندگیشون چیزایی داشته باشن که با بقیه یکی باشه، همون جور که قرار نیست همه تخم داشته باشن. یه سری چیزا تخم می خواد، که من ندارم. تقصیر منه، من که هنوز می خوام با واقعیت بجنگم. شدم یه پسرک ترسو که دیگه حتی اسمون ریسمون هم نمی بافه که کارهاشو توجیه کرده باشه. من می ترسم. از خودم، از اینی که هستم، از فردایی که نمی دونم قراره چی بشم. من نمی تونم با واقعیت کنار بیام، من می خوام خودم باشم و راهی که خودم می سازم رو برم. ولی نتونستم. نتونستم چون این جور کارا تخم می خواد، تخم می خواد که من ندارم.

Tom Waits - Alice

{ wma | 3.21 MB }

{ Go To This Post }


Thursday, January 24th, 2008

جایزه گرمی بزگ ترین و مطرح ترین و معتبرترین جایزه ی موسیقی در دنیاس و بی تردید به جفنگ ترین صداها که روشون اسم موسیقی گذاشتن جایزه می دن. البته 1% استثنا هم توی لیستشون هست که فقط حکم ویترین داره. متاسفانه موسیقی فاخر ایرانی در دنیا مهجور افتاده و به جهانیان عرضه نشده، وگرنه البوم «دور هم بودن» استاد عباس قادری امسال جزو نامزد های دریافت جایزه در بخش فولک بود.

{ Go To This Post }


Thursday, January 24th, 2008

جدیدن از دخترایی که کچل کردن و گوششون گوشواره اس خیلی خوشم میاد. البته این قضیه هیچ ربطی به این که تو بخوای دست به موهات بزنی و حتی فکر کوتاه کردنش بیاد تو سرت رو نداره. اوکی؟

{ Go To This Post }


Sunday, January 20th, 2008

1 - قراره با این پسره ی دیوونه چند روزی به ریه هامون حال بدیم. چیزی در حدود دو هفته و دمت گرم و فدات بشم که از این کارا می کنی.

2 - من، حسین، پرستویی به دنبال اشیانه.

3 - من از وقتی سیگار رو گذاشتم کنار واقعن راحت نفس می کشم. احساس شادابی می کنم. تندرستی. سلامت و اینا.

4 - به به! دنیا چقد قشنگه و من ِ گمراه، کور بودم در برابر این همه زیبایی. من پرنده ای بودم در قفس با اراده ای مسخ شده اما فکر رهایی مرا یک دم وا ننهاد.

5 - من از نصیحت خوشم نمیاد و لی نصیحت من به جوونامون اینه که هر وقت دوست داشتن سیگار رو بذارن کنار و به جاش پسته بخورن.

6 - ورزش کنید تا جسمی نیرومند و روحی شاداب داشته باشید. به جان شما.

7 - به پدر و مادر خود نیکی کنید. به جان خودم.

8 - هفته ی هوای پاک

9 – اسموکینگ سیگار کازز منی دیسیزز.

{ Go To This Post }


Saturday, January 19th, 2008

یکیو می خوام که حس موزیکش با من یکی باشه. بشینیم با هم تو اتاق من، پنجره رو باز کنیم، سرد سرد، سیگار بکشیم، موزیک گوش کنیم. باهاش بیرون برم، جفتمون هدفون بکنیم تو گوشامون یه موزیک گوش کنیم و راه بریم و تو سرمای زمستون بستنی بخوریم و وقتی اهنگ به اوج خودش رسید یه نگاهی به هم بکنیم و بخندیم.

 

James Blunt - Same Mistake

{ wma | 3.46 MB }

{ Click for the lyric }

{ Go To This Post }


Saturday, January 19th, 2008

صفحه اول خبر های بی بی سی امشب به همم ریخت.

{ Go To This Post }


Friday, January 18th, 2008

جنس مونث بهترین اتفاق زندگی بشره که هیچ وقت دیگه تکرار نشد.

{ Go To This Post }


Tuesday, January 15th, 2008

فیبی؛ قاطی کردم. توجیه نمی کنم چرند گفتنامو. فقط یه کوچولو درکم کن. باشه فیبی؟

{ Go To This Post }


Tuesday, January 15th, 2008

Shame on me for sharing my emotions with my friends, all my friends, specially my best friends.

{ Go To This Post }


Monday, January 14th, 2008

و داستان این گونه پیش رفت که کارناوال ها در سرما به خوابی شیرین فرو رفتند.

{ Go To This Post }


Monday, January 14th, 2008

مث سگ خوابم میاد ولی الکی زور می زنم بیدار بمونم. فکر کن تو روز روشن درس نمی خونم، نصف شبیه جزوه دستم گرفتم. مریضم. مریض شب زنده داری.

 

پ.ن1: جدن سگا چه جوری خوابشون میاد که من مث اونا خوابم میاد؟

پ.ن2: اخر سر نفهمیدم فلسفه ی این واو توی لغت خواب چیه.

{ Go To This Post }


Sunday, January 13th, 2008

 

 

سردار: ایا سزاست که بندگان از فرمان پادشاهان روی برتابند؟

زن: نمی فهمم. اگر او را می کشت، مردمی کش بود. و اگر نمی کشت، سرپیچی کرده بود. پس چه باید می کرد؟

اسیابان: هیچ ای زن. گناه با ما زائیده شده. و ان جفت هم زاد من که به جانم از همه نزدیک تر است، نامش بی نوایی است.

 

مرگ یزدگرد

بهرام بیضایی

{ Go To This Post }


Saturday, January 12th, 2008

در نتیجه ی اوضاع بد مالی و نو مانی، نو اسموکینگ (no money, no smoking) و اینا:

وبلاگ و وب سایت شما را به نازل ترین قیمت پیشنهادی طراحی می نماییم. پیشنهاد قیمت هم از شما. کف قیمت: 1100 تومان.

پ.ن: یه ادامس بخر.

{ Go To This Post }


Friday, January 11th, 2008

خیلی وحشتناکه وقتی بعدالظهر می خوابی و بعد چند ساعت که بیدار شدی می ببینی همه جا تاریکه. هیشکی خونه نیست. گم می کنی خودتو. گیج میشی. انگار که انداخته باشنت تو یه سیاه چال. تمام داشته هات رو جمع می کنی و زور می زنی که بفهمی کی هستی. چند بار تو مغزت تکرار می کنی که «من کیم؟» بچه مامان بابام. خوب قبول. حالا مامان کیه؟ بابا کیه؟ هیچی دستگیرت نمی شه جز یه سری رابطه ها که خود همون روابط هم هیچ تعریفی واسشون وجود نداره.

چراغ روشن می کنی. صدای موزیک رو زیاد می کنی. تقلای بیخود. گفتم که؛ راه فراری نیست. همه ی ادمای خونه هم که توش باشن و خونه روشن باشه و گرم، بازم تنهایی. فقط ظاهرش عوض میشه، وگرنه خود قضیه به قوت خودش باقیه.

این دنیا دنیای تنهاییه. وقتی می خوری زمین و بدنت زخم میشه، بقیه وایسادن نیگات می کنن و حتی محکوم هم میشی که نباید می خوردی زمین. اره تخمیه، ولی همینیه که هست، و این جزو قوانین تعریف شده ی این دنیاس. تو تنهایی و قراره تنهاییت رو با خودت تقسیم کنی. با سوزی که از پنجره میاد. با گریه های وقت و بی وقت. با خاک سیگار و فیلترهای توی زیر سیگاری. با نمایش نامه هایی که دور و بر خودت قطارشون کردی. با موزیکایی که همش ریپیت میشن. با … اصلن کی گفته که تو تنهایی؟ تنهایی یعنی چی؟ تو تنها نیستی. اره، تو تنها نیستی.تنهایی خود توئه. فقط هنوز اونقدر بیچاره نشدی که وقتی از همه چی درموندی گداییه یه قدرت ماورایی رو بکنی که هیچ اعتباری بهش نیست.

{ Go To This Post }


Thursday, January 10th, 2008

کاش می شد. کاشکی… همه چی از همین «کاش» لعنتی شروع می شه. کاش تو باشی. این جا، کنار من. کاش… تف به این «کاش» بی پدر و مادر. کاش من باشم و تو. کاش باشی و هوا سرد باشه. هوا سرد باشه و من احساس سرما نکنم. کاش… یه کاش می گی و بعد زور می زنی که فرار کنی. دم پنجره ی اتاقت. توی سیگارایی که دود می کنی. اون ور رو تخت. زیر پتو، توی تاریکی مطلق. نهایت یه کنج می شینی زانوهاتو بغل می کنی. از داخل یه چیزی شروع می کنه به خراب شدن. منفجر شدن. شروع می کنی به دویدن. تند ِتند. تند تر. نمی تونی، نمی شه. دور و برت تا چشم کار می کنه دیواره. دیوارای سفید و بلند. فرار بی فایده اس. ایست می کنی. یه کاش دیگه می گی که شاید کمکی بهت بکنه. به خیالت که می تونی با خیالاتت خودتو نجات بدی. کاش بودی. کاش بودی و راه فراری هم نبود. کاش بودی و هوا سرد بود. کاش…

پ.ن: چقد این پست رو دوست داشتم.

Axiom of Choice - Raindrop

{ wma | 4.35 MB }

{ Go To This Post }


Wednesday, January 9th, 2008

باکس های دانهیل قرمز را در پستوها از دید رس مردمان در امان بدارید که سرمایی بس طاقت فرسا و سخت دنیا را فرا خواهد گرفت و از خانه ها به برون نتوانست شد و یقین بی سیگار خواهید ماند.

{ Go To This Post }


Tuesday, January 8th, 2008

عزیز من، جان من، وقتی بلیط تئاتر اضافی میاری هر کسی رو هم قطار خودت نکن. صندلی خالی خیلی بهتر از اینه که یکی پایان گل و بلبل «افرا» رو به طرز کاملن بی ربطی به صحبت های برشت پیوند بزنه.

{ Go To This Post }


Sunday, January 6th, 2008

الت تناسلی زنانه ی ننه ی مخابرات رو به طرز فجیعی سه نقطه.

{ Go To This Post }


Sunday, January 6th, 2008

راه شناخت یه مهندس کامپیوتر ایرانی اینه که ادرس ایمیل ازش بخوای. اون هم به طرز خیلی سرافرازانه ای با افتخار، که انگار همین الان شاخ رستم رو شکونده باشه در جواب یه اسمی رو واست اسپل می کنه، بعد با یه لهجه ی افغانی – انگلیسی می گه : underline و بعد هم داستان اسپل و اینا رو ادامه می ده.

اموزش عالی فخیمه ی مملکت به جای گذاشتن واحد های بی کاربردی مثل برنامه نویسی و ریزپردازنده و طراحی VLSI و اینا، سه واحد پیشنیاز بذاره که به این دانشمندان جوان یاد بده به جای underline بگن underscore. در پایان هر ترم هم اگر این عالمین دهر نتونستند از پس این کار بر بیان، ازشون خواهش کتبی به عمل بیاد که حداقل بگن خط فاصله ی پایین. یک چیزی در حد به خدا خیلی بهتره و جون مادرت و اینا.

{ Go To This Post }


Friday, January 4th, 2008

گیج و گنگ ام. هیچی نمی فهمم. حالم خیلی بده، این تنها چیزیه که حالیم میشه.

بابک بیات – کشتی آنجلیکا

{ wma | 3.70 MB }

{ Go To This Post }


Friday, January 4th, 2008

Smokin’ cigarettes screws sister of health.

{ Go To This Post }


Friday, January 4th, 2008

ملت حرف ندارن بزنن، مث چی دهنشونو وا می کنن که خوب درست چی شد؟ تموم کردی دیگه؟ نمی فهمم واقعن چه تاثیری به حالشون داره که بفهمن مثلن من درسم تموم شده یا نه. اگه می دونستم به درس خوندن من این همه علاقه دارن، درسمو زودتر تموم می کردم که این جماعت مشتاق از فرط خر کیفی بترکن.

{ Go To This Post }


Thursday, January 3rd, 2008

سردمه. خیلی سردمه.

{ Go To This Post }


Thursday, January 3rd, 2008

صورتمو می چسبونم به شیشه ی سرد پنجره. بخار می گیره.

شاید یه سری چیزا یادم بره.

یادم می ره.

یعنی شاید که بره.

شاید هم نرفت.

نمی ره.

رفتن و نرفتنش چیزیو عوض نمی کنه. فقط ادمو به گا میده.

 

 

Captain Beefheart - This Is The Day { wma | 3.38 MB }

{ Click for the lyric }

{ Go To This Post }


Thursday, January 3rd, 2008

راست می گفت؛ من می تونستم باهاش بیرون نرم ولی رفتم. حس می کردم اون موقع به من نیاز داره. همون جور که من بهش نیاز داشتم. نیاز به یه دوست خوب. یکی که حس کنی شعورش بیشتر از بقیه میرسه و می تونه درکت کنه. حق داشت. من می تونستم نرم. همون جور که اون تونست و نیومد.

زیاد پیچیده نیست. مشکل منم که واسه هر رابطه ی چسکی ای مایه می ذارم. مشکل منم.

چس ناله ی خاله زنکی نمی کنم. دوستش داشتم. الان هم فقط یه خاطره اس. یه خاطره که سعی می کنی خوب نگهش داری. یه خاطره که بعدالظهرهای جمعه از تو صندوقچه ات درش بیاری و یه نگاهی بهش بکنی و باز بذاریش سر جاش، همین. نه بیشتر، نه کمتر.

خدانگهدار خوب من

{ Go To This Post }