
جناب مخملباف، سکس و فلسفه ی شما ما را کرد.
Tom Waits: I Don't Wanna Grow Up
Well, when I'm lyin' in my bed at night, I don't wanna grow up
Nothin' ever seems to turn out right, I don't wanna grow up
How do you move in a world of fog, that's always changing things
Makes me wish that I could be a dog
Well, when I see the price that you pay, I don't wanna grow up
I don't ever wanna be that way, I don't wanna grow up
Seems like folks turn into things that they'd never want
The only thing to live for is today
I'm gonna put a hole in my TV set, I don't wanna grow up
Open up the medicine chest, and I don't wanna grow up
I don't wanna have to shout it out
I don't want my hair to fall out
I don't wanna be filled with doubt
I don't wanna be a good boy scout
I don't wanna have to learn to count
I don't wanna have the biggest amount
And I don't wanna grow up
Well, when I see my parents fight, I don't wanna grow up
They all go out and drinking all night, and I don't wanna grow up
I'd rather stay here in my room, nothin' out there but sad and gloom
I don't wanna live in a big old tomb on Grand Street, ooh!
When I see the 5 o'clock news, I don't wanna grow up
Comb their hair and shine their shoes, I don't wanna grow up
Stay around in my old hometown
I don't wanna put no money down
I don't wanna get me a big old loan
Work them fingers to the bone
I don't wanna float a broom
Fall in love and get married, then boom
How the hell did we get here so soon
Well, I don't wanna grow up
من تو رابطه ام با ادما، با اطرفیام با غریبه ها، زیاد پیچیده نیستم. ادما رو دوست دارم تا وقتی که یه چیزی برینه تو این دوست داشتنه. من بابا مامانم رو دوست دارم، ارمان رو دوست دارم، اون دختر اکراینیه با اون لهجه ی بامزه اش رو دوست دارم، میثم رو با درک نکردناش دوست دارم، مرد سیبیلوی سیگارفروش رو دوست دارم، من حتی اون دختره که تو تاکسی نشسته بود و نمی شناختمش رو دوست دارم. شباهت همه ی این دوست داشتن ها هم اینه که نمی تونم دل ببندم بهشون. دل ببندم هم نهایتش می شه مامان-بابا، می شه ارمان. وابسته نمی شم، دل نمی تونم ببندم همونجور که نمی تونم زیاد تو چشاشون نگاه کنم. ولی به تو دل بستم، درست همونجوری که می تونم زل بزنم تو چشات.
خوشبختی اینده مون اینه که خوب درس بخونیم، فوق بگیریم، بریم سر کار، پول در بیاریم، تو سی سالگی ازدواج کنیم، باز بریم سر کار پول در بیاریم، بچه دار شیم، باز بریم سر کار پول در بیاریم، بچه مونو بزرگ کنیم، بریم سر کار پول در بیاریم، بازنشسته بشیم، عروسی بچه مونو ببینیم، حقوق بازنشستگیمونو بگیریم و روزنامه بخونیم و تلویزیون نیگا کنیم، حقوق بازنشستگیمونو بگیریم، دوتا قبر کنار هم بخریم، حقوق بازنشستگیمونو بگیریم، بریم مسافرت کنار دریا و اخرش هم خیلی رمانتیک پیش هم بمیریم.
این که الان نمی دونم؛ موهات چقدر شدن یا که همین حالا داری چی کار می کنی، خیلی بده.
دلم چایی بعدالظهر می خواد. دلم تو رو می خواد. دلم بوی خوشمزه شیرینی می خواد و بازم تو. دلم دست کردن تو موهاتو می خواد و بازم تو. دلم تو رو می خواد و بازم تو.
You can tell by the way
She talks she rules the world
You can see in her eyes
That no one is her chief
She's my girl, My Supergirl
Reamonn: Supergirl (Delta Rdaio Unplugged Version)
پیشینیان ما ادم های فهمیده ای بودند. پیشینیان ما حرف های حکیمانه می زدند. پیشینیان ما خیلی بیش از این ها بارشان بوده است. پیشینیان ما زر مفت زیاد زده اند.
- یکی من می گم، یکی تو بگو.
+ باشه، برا روحیه ات هم خوبه.
- پس من شروع می کنم.
- حالم ازت به هم می خوره.
+ منم همین طور، حالم از خودم به هم می خوره!
- خیلی خوبه که تو می فهمی و منو درک می کنی... ولی تو هیچ وقت نمی تونی بفهمی من چی می گم. تو جای من نیستی که بفهمی. تو از اون اول نفهم بودی. تو هیچی نمی فهمی.
+ من هیچی نمی فهمم، تو هم که می فهمی نهایت فهمت ختم می شه به شرایط احمقانه ای که واسه خودت ساختی.
- حالا یکی تو بگو، یکی من می گم.
+ باشه! برا روحیه ات هم خوبه.
- شروع کن!
+ حالم از خودم به هم می خوره!
- منم حالم ازت به هم می خوره.
+ خیلی خوبه که تو نفهم به دنیا اومدی.
- این به نفع هر دوتا مونه.
اشکال از منه. از من که حرفام تکراری شده. حرف که فقط نه، همه چیم. ولی زمان درستش می کنه. یه روزی همه چیز تموم می شه.
خریت یعنی تو. خریت یعنی من. خریت یعنی تو فشارت اونقدر بره پایین که نتونی چشاتو باز کنی. خریت یعنی من که قلبم درد می کنه. خریت یعنی این که چشای جفتمون از درد سیاهی بره اما باز یه سیگار دیگه روشن کنیم و به هم نیگاه کنیم و بخندیم.
مرگ دیگه مث سابق سیاه نیست، هرچی هست؛ خوب یا بد، باید سفید باشه.
چند روزه وقتی دم پنجره سیگار می کشم، وسطای سیگار که می رسم، شروع می کنم به محاسبه ی فاصله تا اون پایین. یکی هم از سر دلسوزی داد می زنه که سیگار نکش، هزار و یک درد و مرض می گیری.
May 2006 June 2006 July 2006 August 2006 September 2006 October 2006 November 2006 December 2006 January 2007 February 2007 March 2007 April 2007 June 2007 July 2007 August 2007 October 2007 November 2007 December 2007 January 2008 February 2008 March 2008 April 2008 May 2008 June 2008 July 2008 August 2008 September 2008 October 2008 November 2008 December 2008 January 2009 February 2009 March 2009 April 2009 May 2009 June 2009 July 2009 August 2009 September 2009 October 2009 November 2009 December 2009 January 2010 February 2010 March 2010
Subscribe to Posts [Atom]