

همه چیز به نمایش شباهت داشت، حتی نفس کشیدن ادم ها. مصاحبه های پی در پی که او چنین بود و چنان بود. نمی دانم اینان بدرقه ی بابک امده بودند، یا که نه، لطف نموده و بار عام داده بودند به خیل مشتاقان.
هنوز رد پای نگاهت روی باورم سنگینی می کند و اجازه نمی دهد حتی گمان رفتنت این حوالی سرک بکشد.
گذشتی و گفتی دو نیمه ی سیبیم
اگرچه جداییم، اگرچه غریبیم
- هنوز همون قضیه؟ چرا دنبال می کنی؟ چرا تو؟ ادم به خاطر یکی دیگه خودشو اینقد به اب و اتیش نمی زنه.
+ حالا دیگه نمی تونم ول کنم، نه! حالا دیگه به خاطر اون نیست، به خاطر خودمه. من نمی تونم شکست بخورم، من قیمت زیادی پاش دادم; از تحقیر و التماس تا ...
+ ببخشید اومدم این جا، احتیاج به خونه داشتم، به چیزی مث خونواده. دیگه نمی خوام ببازم.
- من که نمی فهمم. واقعا نمی فهمم.
بهرام بیضایی
سگ کشی
Babak Bayat: Shahr Gham
حوصله ی جر و بحث ندارم، ریدی به تمام حس و حال این روزهام. فقط می خوام کز کنم گوشه اتاق و سیگار دود کنم.
دنیا فاکد آپ تر از اون نعمت هاییه که تعریفش می کنی تو کتابات.
برای بابک بیات
ای پرنده ی مهاجر
ای پر از شهوت رفتن
فاصله قد یه دنیاست
بین دنیای تو با من
تو رفیق شاپرک ها
من تو فکر گله مونم
تو پی عطر گل سرخ
من به فکر بوی نونم
دنیای تو بی نهایت
همه جاش مهمونی نور
دنیای من یه کف دست
روی سقف سرد یک گور
من دارم تو نقب شب جون می کنم
تو داری از پریا قصه میگی
من توی پیله ی وحشت می پوسم
واسه م از پرنده ها قصه می گی
کوچه پسکوچه ی خاکی
در و دیوار شکسته
آدمای روستایی
با پاهای پینه بسته
پیش تو، یه عکس تازه ست
واسه البوم قدیمی
یا شنیدن یه قصه ست
توی ده صمیمی
واسه من اما عذابه
مثل حس کردن وحشت
مثل درگیری خورشید
با طلسم دیو ظلمت
من دارم تو نقب شب جون می کنم
تو داری از پریا قصه میگی
ایرج جنتی عطایی
هرچی میشه بشین بنویس! می ترسم یه وقت یه بادی چیزی ازمون در رفت اونم بنویسی!
بازم توضیح اضافه: ...[my daily chert o pert]...
این بار: !!!
کارت درسته به هر حال!
Fuck you...
Many creatures are created by an unforgiven mistake, their creators didn't use condom.
Noel Gallagher, Chris Martin and Jonny Buckland performing Oasis' Live Forever:
Live Forever
هی رفیق!
هر کاری دلت بخواد، داری می کنی. ما هم انگاری به تخمت نیستیم. انگار که نه! نیستیم دیگه حتما.
هر بلایی سر من میاری، بیار. دیگه به کسایی که دوسشون دارم چه کار داری؟
جون هر کی دوس داری، بابک بیات رو نه دیگه. بابا این همه اُزگًل ِ حرومزاده هست، بند کردی به این. این یکیو بی خیال شو فعلا.
یه خواهش دیگه هم دارم.
اصلا از این جور پست نوشتن خوشم نمیاد. وقت و بی وقت مجبورم نکن این جوری بنویسم. اوکی؟
سکوتی سرد بر اینه سایه افکنده و ذره ذره ی وجودم را به حراج گذارده است. زمان همین حوالی جایی بغ کرده و سیگار می گیراند. ستاره هم جای خود را به پیرزنی روسپی داده که به جایش سو سو می کند. واضح ترین صدایی که این خاموشی را بر هم می زند صدای قدم های مرگ است. شمردن هم کار لذت بخشی است.
شمارش تا رسیدن
شمارش تا سر کشیدن
شمارش تا پایان.
باد در پس پنجره زنجیر پاره می کند و قصد کرده پنجره اتاقک را از جا بکند. باران در داخل می بارد.
بی وقفه
بی درنگ
تا خالی شدن
تا سکوتی دوباره.
زنده بودنی که رنگی از زندگی نداشته باشد، خود مرگ است.
نفس کشیدن در حین مرگ
چشیدن مرگ در عین بیداری
زنده بودن زنگار گرفته ای که بوی گوگرد هم بستر همیشگی اش شده است.
تلاش های پریود وار هم تنها دست و پا زدن در باتلاقی است که نه تو را کامل می بلعد، و نه رهایی از ان امکان پذیر است.
و باز هم تکرار مکررات
سکوت
اتاق
باران
پر و خالی شدن زیر سیگاری
شب
و حضور جاودان مرگ
The world isn’t what we see; it’s how we use it
Like Marijuana plant in the post before

I do like this blog: Cigari
New whore with during lifetime warranty, under mother-fucker’s license
Slogan: Breathe bullshit to be the best bastard
New models also equipped with wireless dildo
May 2006 June 2006 July 2006 August 2006 September 2006 October 2006 November 2006 December 2006 January 2007 February 2007 March 2007 April 2007 June 2007 July 2007 August 2007 October 2007 November 2007 December 2007 January 2008 February 2008 March 2008 April 2008 May 2008 June 2008 July 2008 August 2008 September 2008 October 2008 November 2008 December 2008 January 2009 February 2009 March 2009 April 2009 May 2009 June 2009 July 2009 August 2009 September 2009 October 2009 November 2009 December 2009 January 2010 February 2010 March 2010
Subscribe to Posts [Atom]